der Voyeur
چشمچران (مرد)، نظارهگر پنهانی (مرد)
Beispiele
- Als sie mit ihrem Freund schlief, bemerkte Klara vor dem Fenster plötzlich einen ''Voyeur.هنگامی که او با دوست پسرش خوابیده بود، کلارا ناگهان یک چشمچران را پشت پنجره دید.
- Er ist schon mehrmals als ''Voyeur'' aufgefallen.او چندین بار به عنوان چشمچران شناخته شده است.
- Der Horcher oder ''Voyeur'' an der Tür des neuvermählten Paares wird Zeuge ungewöhnlicher Praktiken oder er mißversteht das, was er hört oder sieht.گوشکننده یا چشمچران پشت در زوج تازه ازدواج کرده، شاهد اعمال غیرعادی میشود یا آنچه را میشنود یا میبیند اشتباه متوجه میشود.