die Voyeurin
چشمچران (زن)، نظارهگر پنهانی (زن)
Beispiele
- Frau Meier behauptet, in jeder Frau stecke eine kleine ''Voyeurin.خانم مایر ادعا میکند که در هر زنی یک چشمچران کوچک نهفته است.
- Sie genießt es, als ''Voyeurin'' in die Schlafzimmer ihrer Nachbarn zu schauen.او از اینکه به عنوان یک چشمچران به اتاق خواب همسایگانش نگاه کند، لذت میبرد.