wägen

Aussprache: /ˈvɛːɡn̩/
Worttrennung: wä·gen
فعل

وزن کردن، سنجیدن (مزایا و معایب)

Beispiele

  • Für das Experiment ''wägt'' die Laborantin die chemischen Substanzen auf Mikrogramm genau.برای آزمایش، آزمایشگر مواد شیمیایی را با دقت میکروگرم وزن می‌کند.
  • Heute werden er und sein Bruder fast 300 Kälber ''wägen'' und für den Transport vorbereiten.امروز او و برادرش تقریباً ۳۰۰ گوساله را وزن کرده و برای حمل و نقل آماده خواهند کرد.
  • Liebe Kolleginnen und Kollegen, lassen Sie mich einige Argumente aus ethischer und medizinischer Sicht ''wägen''.همکاران عزیز، اجازه دهید برخی از استدلال‌ها را از دیدگاه اخلاقی و پزشکی بسنجم.
  • In dieser Diskussion gilt es, seine Worte genau zu ''wägen''.در این بحث، باید کلمات خود را با دقت سنجید.

Bedeutungen

1 Akkusativ

وزن چیزی را با ترازو یا به صورت تخمینی تعیین کردن.

  • Der Händler wog die Äpfel auf der Waage.فروشنده سیب‌ها را روی ترازو وزن کرد.
  • Er wog seine Worte sorgfältig, bevor er sprach.او قبل از صحبت کردن، کلماتش را با دقت سنجید.
2 Akkusativ

مزایا و معایب چیزی را با دقت بررسی و مقایسه کردن.

  • Man muss die Risiken und Chancen genau abwägen.باید ریسک‌ها و فرصت‌ها را دقیقاً سبک سنگین کرد.
  • Sie wog alle Argumente, bevor sie eine Entscheidung traf.او تمام استدلال‌ها را سنجید قبل از اینکه تصمیمی بگیرد.