die Währungsreform

Aussprache: /ˈvɛːrʊŋsreˌfɔrm/
Worttrennung: Wäh·rungs·re·form
اسم

اصلاحات پولی، اصلاحات ارزی

Bedeutungen

1

تغییرات اساسی در سیستم پولی و ارزی یک کشور، مانند تغییر واحد پول، ارزش‌گذاری مجدد یا معرفی پول جدید، که معمولاً برای تثبیت اقتصاد انجام می‌شود.

  • Nach dem Krieg wurde eine Währungsreform durchgeführt, um die Wirtschaft zu stabilisieren.پس از جنگ، برای تثبیت اقتصاد، اصلاحات پولی انجام شد.
  • Die Ankündigung der Währungsreform führte zu Unsicherheit auf den Märkten.اعلام اصلاحات ارزی منجر به عدم اطمینان در بازارها شد.
  • Die Währungsreform von 1948 war ein wichtiger Schritt für den Wiederaufbau Westdeutschlands.اصلاحات پولی سال ۱۹۴۸ گام مهمی برای بازسازی آلمان غربی بود.