der Währungsverfall

Aussprache: /ˈvɛːrʊŋsfɛɐ̯ˌfal/
Worttrennung: Wäh·rungs·ver·fall
اسم

سقوط ارزش پول، کاهش ارزش ارز

Bedeutungen

1

کاهش شدید و ناگهانی ارزش یک واحد پول ملی در برابر ارزهای خارجی.

  • Der Währungsverfall führte zu hoher Inflation.سقوط ارزش پول منجر به تورم بالا شد.
  • Die Regierung versucht, den Währungsverfall zu stoppen.دولت تلاش می‌کند تا کاهش ارزش ارز را متوقف کند.
  • Ein starker Währungsverfall kann die Wirtschaft eines Landes destabilisieren.کاهش شدید ارزش ارز می‌تواند اقتصاد یک کشور را بی‌ثبات کند.