die Wärme

Aussprache: /ˈvɛrmə/
Worttrennung: Wär·me
اسم

گرما

Bedeutungen

1

دمای بالا؛ احساس ناشی از حرارت.

  • Die Wärme der Sonne ist angenehm.گرمای خورشید دلپذیر است.
  • Im Sommer spüren wir die Hitze und die Wärme.در تابستان، گرما و حرارت را احساس می‌کنیم.
  • Die Heizung sorgt für wohlige Wärme im Raum.بخاری، گرمای مطبوعی را در اتاق فراهم می‌کند.
2

احساس صمیمیت، محبت و مهربانی.

  • Ihre Worte strahlten Wärme aus.کلمات او گرما را منعکس می‌کردند.
  • Er empfing uns mit großer Wärme.او ما را با صمیمیت فراوان پذیرفت.
  • Die Wärme der Gastfreundschaft war überall spürbar.گرمای مهمان‌نوازی در همه‌جا احساس می‌شد.