der Wärter

Aussprache: /ˈvɛrtɐ/
Worttrennung: Wär·ter
اسم

نگهبان، مراقب، متصدی، سرایدار

Bedeutungen

1

شخصی که مسئول مراقبت، نظارت یا نگهداری از مکانی یا چیزی است.

  • Der Wärter schloss das Museum pünktlich ab.نگهبان موزه را سر وقت قفل کرد.
  • Der Gefängniswärter kontrollierte die Zellen.نگهبان زندان سلول‌ها را بازرسی کرد.
  • Der Wärter des Parks achtet auf die Einhaltung der Regeln.نگهبان پارک بر رعایت قوانین نظارت می‌کند.
2

فردی که مسئول اداره یا نظارت بر یک دستگاه یا سیستم خاص است.

  • Der Wärter der Schleuse öffnete und schloss die Tore.متصدی سد، دروازه‌ها را باز و بسته کرد.
  • Der Wärter der Dampfmaschine musste ständig den Druck überwachen.متصدی دیگ بخار مجبور بود دائماً فشار را زیر نظر داشته باشد.
  • Der Wärter des Leuchtturms sorgte für das Licht.متصدی فانوس دریایی مسئولیت نور را بر عهده داشت.