werfen

Aussprache: /ˈvɛrfən/
Wortzerlegung: wer·fen
فعل

پرتاب کردن، انداختن، زاییدن (حیوانات)، سایه انداختن

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را پرتاب کردن یا انداختن

  • Er wirft den Ball weit über das Feld.او توپ را به فاصله‌ای دور در عرض زمین پرتاب می‌کند.
  • Wirf den Müll bitte in den Eimer!لطفاً زباله را در سطل بینداز!
2 sich + auf / in + Akkusativ

خود را روی جایی انداختن یا غرق کاری شدن

  • Sie warf sich vor Müdigkeit auf das Bett.او از فرط خستگی خودش را روی تخت انداخت.
  • Er warf sich mit voller Energie in die Arbeit.او با انرژی کامل خودش را غرق کار کرد.
3 Akkusativ

بچه به دنیا آوردن (مخصوص حیوانات)

  • Die Katze hat gestern vier gesunde Junge geworfen.گربه دیروز چهار بچه سالم به دنیا آورد.
  • Die Hündin hat sechs Welpen geworfen.سگ ماده شش توله به دنیا آورد.
4 Akkusativ + auf + Akkusativ

سایه یا نور بر روی چیزی انداختن

  • Der große Baum wirft einen dichten Schatten auf das Haus.درخت بزرگ سایه متراکمی روی خانه می‌اندازد.
  • Die Lampe wirft ein helles Licht auf den Schreibtisch.چراغ نور روشنی روی میز تحریر می‌اندازد.