werfen
پرتاب کردن، انداختن، زاییدن (حیوانات)، سایه انداختن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را پرتاب کردن یا انداختن
- Er wirft den Ball weit über das Feld.او توپ را به فاصلهای دور در عرض زمین پرتاب میکند.
- Wirf den Müll bitte in den Eimer!لطفاً زباله را در سطل بینداز!
2
sich + auf / in + Akkusativ
خود را روی جایی انداختن یا غرق کاری شدن
- Sie warf sich vor Müdigkeit auf das Bett.او از فرط خستگی خودش را روی تخت انداخت.
- Er warf sich mit voller Energie in die Arbeit.او با انرژی کامل خودش را غرق کار کرد.
3
Akkusativ
بچه به دنیا آوردن (مخصوص حیوانات)
- Die Katze hat gestern vier gesunde Junge geworfen.گربه دیروز چهار بچه سالم به دنیا آورد.
- Die Hündin hat sechs Welpen geworfen.سگ ماده شش توله به دنیا آورد.
4
Akkusativ + auf + Akkusativ
سایه یا نور بر روی چیزی انداختن
- Der große Baum wirft einen dichten Schatten auf das Haus.درخت بزرگ سایه متراکمی روی خانه میاندازد.
- Die Lampe wirft ein helles Licht auf den Schreibtisch.چراغ نور روشنی روی میز تحریر میاندازد.