das Würgegeräusch
صدای خفگی، صدای خفه شدن
Bedeutungen
1
صدایی که هنگام خفه شدن یا تلاش برای نفس کشیدن در شرایط انسداد مجاری تنفسی ایجاد میشود؛ صدایی خفه و گرفته.
- Das plötzliche Würgegeräusch ließ alle aufschrecken.صدای ناگهانی خفگی باعث شد همه از جا بپرند.
- Man hörte ein leises Würgegeräusch aus dem Nachbarzimmer.صدای خفه شدن ضعیفی از اتاق کناری شنیده میشد.
- Der Schauspieler imitierte ein Würgegeräusch, um die Szene dramatischer zu gestalten.بازیگر برای دراماتیکتر کردن صحنه، صدای خفگی را تقلید کرد.