der Würgegriff

Aussprache: /ˈvyːʁɡəˌɡʁɪf/
Worttrennung: Wür·ge·griff
اسم

چوکه، خفه کردن، فشار بر گلو، قفل خفه‌کننده

Bedeutungen

1

یک تکنیک در هنرهای رزمی یا درگیری فیزیکی که با فشار بر گردن یا شریان‌های کاروتید، باعث قطع موقت جریان خون یا هوا به مغز و در نتیجه از دست دادن هوشیاری می‌شود.

  • Der Kampfsportler setzte einen Würgegriff ein, um seinen Gegner zur Aufgabe zu zwingen.مبارز از قفل خفه‌کننده استفاده کرد تا حریفش را مجبور به تسلیم کند.
  • Ein Würgegriff kann sehr gefährlich sein, wenn er falsch angewendet wird.قفل خفه‌کننده می‌تواند بسیار خطرناک باشد اگر به اشتباه اجرا شود.
  • Die Polizei trainiert den sicheren Umgang mit dem Würgegriff.پلیس استفاده ایمن از قفل خفه‌کننده را آموزش می‌دهد.