der Wurm

Aussprache: /vʊrm/
Worttrennung: Wurm
اسم

کرم

Bedeutungen

1

جانور کوچک، معمولاً بدون پا، با بدنی دراز و نرم که در خاک یا آب زندگی می‌کند.

  • Der Gärtner fand viele Würmer in der Erde.باغبان کرم‌های زیادی در خاک پیدا کرد.
  • Ein Wurm kann sich durch den Boden graben.یک کرم می‌تواند در خاک حفاری کند.
  • Der Vogel pickte einen Wurm aus dem Gras.پرنده کرمی را از میان چمن‌ها نوک زد.
2

انگل داخلی بدن انسان یا حیوان.

  • Der Arzt untersuchte, ob der Patient einen Wurm hatte.دکتر بررسی کرد که آیا بیمار کرم دارد یا خیر.
  • Manche Kinder bekommen einen Wurm im Bauch.بعضی از بچه‌ها در شکمشان کرم می‌گیرند.
  • Die Behandlung gegen den Wurm war erfolgreich.درمان کرم موفقیت‌آمیز بود.
3

در اصطلاح عامیانه، به فردی حقیر، پست یا ضعیف گفته می‌شود.

  • Er fühlte sich wie ein kleiner Wurm, als er kritisiert wurde.وقتی مورد انتقاد قرار گرفت، احساس می‌کرد یک کرم کوچک است.
  • Lass dich von so einem Wurm nicht einschüchtern.نگذار چنین آدم پستی تو را بترساند.
  • Er ist kein Wurm, er hat viel erreicht.او آدم پستی نیست، او به موفقیت‌های زیادی دست یافته است.