das Würzmittel
چاشنی، ادویه، طعمدهنده
Bedeutungen
1
مادهای که برای افزودن طعم یا عطر به غذا استفاده میشود، مانند نمک، فلفل، ادویهجات یا سسها.
- Salz und Pfeffer sind die gebräuchlichsten Würzmittel.نمک و فلفل رایجترین چاشنیها هستند.
- Dieses Gericht braucht noch ein paar Würzmittel, um besser zu schmecken.این غذا برای خوشمزهتر شدن به مقداری چاشنی دیگر نیاز دارد.
- Sie experimentiert gerne mit verschiedenen Würzmitteln aus aller Welt.او دوست دارد با چاشنیهای مختلف از سراسر جهان آزمایش کند.