das Würzmittel

Aussprache: /ˈvʏʁt͡sˌmɪtl̩/
Worttrennung: Würz·mit·tel
اسم

چاشنی، ادویه، طعم‌دهنده

Bedeutungen

1

ماده‌ای که برای افزودن طعم یا عطر به غذا استفاده می‌شود، مانند نمک، فلفل، ادویه‌جات یا سس‌ها.

  • Salz und Pfeffer sind die gebräuchlichsten Würzmittel.نمک و فلفل رایج‌ترین چاشنی‌ها هستند.
  • Dieses Gericht braucht noch ein paar Würzmittel, um besser zu schmecken.این غذا برای خوشمزه‌تر شدن به مقداری چاشنی دیگر نیاز دارد.
  • Sie experimentiert gerne mit verschiedenen Würzmitteln aus aller Welt.او دوست دارد با چاشنی‌های مختلف از سراسر جهان آزمایش کند.