wüsten

Aussprache: /ˈvyːstn̩/
Wortzerlegung: wüs·ten
فعل

اسراف کردن، هدر دادن، بی‌ملاحظه مصرف کردن

Beispiele

  • Mit Holz, Licht und dergleichen ''werde'' »wie in einem herrschaftlichen Hause ''gewüstet.با چوب، نور و امثال آن «مانند یک خانه اربابی اسراف می‌شود.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را ویران کردن، خراب کردن، غارت کردن (معمولاً توسط طوفان، جنگ یا بلایای طبیعی)

  • Der Sturm wüstete die ganze Küste.طوفان تمام ساحل را ویران کرد.
  • Die Barbaren wüsteten das Land.بربرها سرزمین را غارت کردند.
2 Intransitiv

خشمگین شدن، با خشونت رفتار کردن، شورش کردن

  • Die Menge wüstete vor Wut.جمعیت از خشم شورش کرد.
  • Er wüstete gegen die Ungerechtigkeit.او علیه بی‌عدالتی خشمگین شد.