wüsten
اسراف کردن، هدر دادن، بیملاحظه مصرف کردن
Beispiele
- Mit Holz, Licht und dergleichen ''werde'' »wie in einem herrschaftlichen Hause ''gewüstet.با چوب، نور و امثال آن «مانند یک خانه اربابی اسراف میشود.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را ویران کردن، خراب کردن، غارت کردن (معمولاً توسط طوفان، جنگ یا بلایای طبیعی)
- Der Sturm wüstete die ganze Küste.طوفان تمام ساحل را ویران کرد.
- Die Barbaren wüsteten das Land.بربرها سرزمین را غارت کردند.
2
Intransitiv
خشمگین شدن، با خشونت رفتار کردن، شورش کردن
- Die Menge wüstete vor Wut.جمعیت از خشم شورش کرد.
- Er wüstete gegen die Ungerechtigkeit.او علیه بیعدالتی خشمگین شد.