die Wüstendüne

Aussprache: /ˈvyːstn̩ˌdyːnə/
Worttrennung: Wüs·ten·dü·ne
اسم

تپه شنی بیابانی، تپه ماسه‌ای کویری

Bedeutungen

1

تپه یا کوهی از ماسه که در مناطق بیابانی توسط باد شکل گرفته و جابجا می‌شود.

  • Die Karawane zog durch die endlosen Wüstendünen.کاروان از میان تپه‌های شنی بی‌پایان بیابان عبور کرد.
  • Der Wind formte ständig neue Wüstendünen.باد دائماً تپه‌های شنی جدیدی را شکل می‌داد.
  • Wir kletterten auf die höchste Wüstendüne, um den Sonnenuntergang zu sehen.ما بر روی بلندترین تپه شنی بیابان بالا رفتیم تا غروب خورشید را تماشا کنیم.