der Wüstenhäuptling
رئیس قبیله صحرا
Bedeutungen
1
رهبر یا رئیس یک قبیله که در منطقه صحرا زندگی میکند.
- Der Wüstenhäuptling führte sein Volk durch die sengende Hitze.رئیس قبیله صحرا، قوم خود را از میان گرمای سوزان هدایت کرد.
- Die Nomaden folgten den Anweisungen ihres Wüstenhäuptlings.بادیهنشینان از دستورات رئیس قبیله صحرای خود پیروی کردند.
- Der Wüstenhäuptling war für seine Weisheit und Gerechtigkeit bekannt.رئیس قبیله صحرا به خاطر خرد و عدالتش شناخته شده بود.