der Wüstenreisender
مسافر بیابان
Bedeutungen
1
شخصی که در بیابان سفر میکند، چه به عنوان گردشگر، چه کاوشگر یا به دلایل دیگر.
- Der Wüstenreisende suchte nach einer Oase.مسافر بیابان به دنبال یک واحه میگشت.
- Nur wenige Wüstenreisende wagen sich in diese extreme Region.تنها تعداد کمی از مسافران بیابان جرأت میکنند به این منطقه دورافتاده وارد شوند.
- Die Ausrüstung des Wüstenreisenden war für die Hitze ausgelegt.تجهیزات مسافر بیابان برای گرما طراحی شده بود.