der Wüstensand

Aussprache: /ˈvyːstn̩ˌzant/
Worttrennung: Wüs·ten·sand
اسم

شن بیابان

Bedeutungen

1

ذرات ریز و دانه‌های معدنی که سطح بیابان‌ها را پوشانده‌اند و عمدتاً از کوارتز تشکیل شده‌اند.

  • Der Wind trieb den feinen Wüstensand über die Dünen.باد شن ریز بیابان را بر روی تپه‌ها می‌راند.
  • Der Wüstensand kann sehr heiß werden.شن بیابان می‌تواند بسیار داغ شود.
  • Wir mussten den Wüstensand aus unseren Schuhen schütteln.مجبور شدیم شن بیابان را از کفش‌هایمان بتکانیم.