der Wüstentag
روز بیابانی (روز بسیار گرم)
Beispiele
- Im Hochsommer kann man auch bei uns manchmal ''Wüstentage'' erleben.در اواسط تابستان گاهی اوقات میتوانیم "روزهای بیابانی" را در اینجا نیز تجربه کنیم.
- Ich bewundere Zeitgenossen, die nach zehn ''Wüstentagen'' mit sauberen Händen in die Zivilisation zurückkehren.من هموطنانی را تحسین میکنم که پس از ده "روز بیابانی" با دستهای تمیز به تمدن بازمیگردند.