die Wachablösung
تعویض نگهبان، جانشینی در پست نگهبانی؛ جانشینی در موقعیت رهبری
Beispiele
- Oben schlug es vier Glasen, die ''Wachablösung'' trampelte durch die Gänge.ساعت چهار را نشان میداد، «تعویض نگهبان» در راهروها قدم میزد.
تعویض نگهبان، جانشینی در پست نگهبانی؛ جانشینی در موقعیت رهبری