der Wachkommandant

Aussprache: /ˈvaxkɔmanˌdant/
Worttrennung: Wach·kom·man·dant
اسم

فرمانده نگهبان، مسئول شیفت نگهبانی

Bedeutungen

1

فردی که مسئولیت فرماندهی و نظارت بر یک واحد نگهبانی یا شیفت نگهبانی را در یک سازمان، پادگان یا تأسیسات بر عهده دارد.

  • Der Wachkommandant gab den Befehl zur Verriegelung des Tores.فرمانده نگهبان دستور قفل کردن دروازه را صادر کرد.
  • Der Wachkommandant überprüfte die Listen der diensthabenden Soldaten.فرمانده نگهبان لیست سربازان حاضر در شیفت را بررسی کرد.
  • Nur der Wachkommandant darf das Gelände ohne Erlaubnis verlassen.فقط فرمانده نگهبان اجازه دارد بدون اجازه محل را ترک کند.