der Wachmann
نگهبان، پاسبان، مأمور امنیتی
Bedeutungen
1
شخصی که وظیفه محافظت از یک مکان، ساختمان یا دارایی را بر عهده دارد و معمولاً در شیفتهای کاری مشخصی به نگهبانی میپردازد.
- Der Wachmann kontrollierte die Ausweise am Eingang.نگهبان مدارک را در ورودی بررسی کرد.
- Ein freundlicher Wachmann wies uns den Weg zum Parkplatz.یک نگهبان خوشبرخورد ما را به سمت پارکینگ راهنمایی کرد.
- Der Wachmann patrouillierte regelmäßig auf dem Firmengelände.مأمور امنیتی به طور منظم در محوطه شرکت گشت میزد.