der Wachsoldat
سرباز نگهبان، نگهبان
Bedeutungen
1
سربازی که وظیفه نگهبانی از یک مکان، شیء یا شخص را بر عهده دارد.
- Der Wachsoldat salutierte, als der General vorbeiging.سرباز نگهبان هنگام عبور ژنرال، ادای احترام کرد.
- Ein Wachsoldat patrouillierte vor dem Regierungsgebäude.یک سرباز نگهبان جلوی ساختمان دولتی گشت میزد.
- Die Wachsoldaten wechselten sich alle zwei Stunden ab.سربازان نگهبان هر دو ساعت یکبار تعویض میشدند.