der Wachtkommandant
فرمانده نگهبان
Bedeutungen
1
افسر یا فردی که مسئولیت فرماندهی و نظارت بر یک واحد نگهبانی یا شیفت نگهبانی را بر عهده دارد.
- Der Wachtkommandant gab den Befehl, die Tore zu schließen.فرمانده نگهبان دستور بستن دروازهها را صادر کرد.
- Der Wachtkommandant inspizierte die Soldaten auf dem Posten.فرمانده نگهبان سربازان را در پست نگهبانی بازرسی کرد.
- Nur der Wachtkommandant darf die Wache wechseln.فقط فرمانده نگهبان مجاز به تعویض شیفت نگهبانی است.