der Wachtmeister

Aussprache: /ˈvaxtˌmaɪ̯stɐ/
Worttrennung: Wacht·meis·ter
اسم

گروهبان، پاسبان/افسر نگهبان

Bedeutungen

1

در ارتش، درجه‌داری بالاتر از سرباز و پایین‌تر از ستوان؛ در پلیس، افسر نگهبان یا پاسبانی که مسئولیت نظارت و حفظ نظم را بر عهده دارد.

  • Der Wachtmeister gab das Kommando zum Antreten.گروهبان فرمان صف‌آرایی را صادر کرد.
  • Ein erfahrener Wachtmeister leitete die Untersuchung des Vorfalls.یک پاسبان باتجربه، تحقیقات حادثه را رهبری کرد.
  • Der Wachtmeister kontrollierte die Ausweise der Besucher.افسر نگهبان مدارک شناسایی بازدیدکنندگان را بررسی کرد.