der Wackerstein
سنگریزه، قلوهسنگ (قدیمی، منطقهای، سنگی به اندازه دستی)
Beispiele
- Das Schneiderlein griff in die Tasche und reichte ihm eine Hand voll; es waren aber keine Nüsse, sondern ''Wackersteine.خیاط کوچولو دست در جیب کرد و یک مشت به او داد؛ اما آنها گردو نبودند، بلکه سنگریزه بودند.