die Waffe
سلاح، اسلحه
Beispiele
- Wir brauchen mehr ''Waffen.ما به «سلاحهای» بیشتری نیاز داریم.
- Sie hängten sich die Karabiner um, schulterten die Panzerfäuste, nahmen die Kisten mit Munition und Handgranaten auf und bewegten sich in der einzigen Gangart, die das Gewicht der ''Waffen'' erlaubte…آنها تفنگهای کارابین را روی دوش انداختند، سلاحهای ضدتانک را شانه کردند، جعبههای مهمات و نارنجکهای دستی را برداشتند و با تنها سرعتی که وزن «سلاحها» اجازه میداد، به حرکت درآمدند...