die Wagenfahrt

Aussprache: /ˈvaːɡn̩ˌfaːɐ̯t/
Worttrennung: Wa·gen·fahrt
اسم

سفر با کالسکه، گاری‌سواری

Bedeutungen

1

سفر یا جابجایی با استفاده از یک وسیله نقلیه چرخ‌دار مانند کالسکه، گاری یا واگن.

  • Die Familie unternahm eine gemütliche Wagenfahrt durch die Landschaft.خانواده یک سفر با کالسکه آرامش‌بخش را در میان مناظر انجام دادند.
  • Früher war die Wagenfahrt die übliche Art zu reisen.در گذشته، سفر با کالسکه روش معمول سفر بود.
  • Die Kinder freuten sich auf die Wagenfahrt zum Jahrmarkt.بچه‌ها برای سفر با گاری به نمایشگاه هیجان‌زده بودند.