der Waghals

Aussprache: /ˈvaːkhaːls/
Worttrennung: Wag·hals
اسم

گردن‌کش، بی‌پروا، جسور

Bedeutungen

1

شخصی که کارهای خطرناک و جسورانه انجام می‌دهد؛ کسی که بی‌باکانه ریسک می‌کند. (مترادف Wagehals)

  • Der Waghals sprang mit dem Fallschirm aus dem Flugzeug.آن جسور با چتر نجات از هواپیما پرید.
  • Sie bewunderte den Mut des Waghalses, der die steile Klippe erklomm.او شجاعت آن بی‌پروا را که از صخره شیب‌دار بالا می‌رفت، تحسین کرد.
  • Nur ein echter Waghals würde versuchen, diese Achterbahn zu fahren.فقط یک گردن‌کش واقعی جرأت می‌کند این ترن هوایی را سوار شود.