die Wahhabitin

Aussprache: /vahaˈbiːtɪn/
Worttrennung: Wah·ha·bi·tin
اسم

زن وهابی، پیرو وهابیت (زن)

Bedeutungen

1

زن پیرو مذهب وهابیت، شاخه‌ای محافظه‌کار از اسلام سنی که در عربستان سعودی ریشه دارد.

  • Die Wahhabitin trug traditionelle Kleidung und sprach über ihren Glauben.زن وهابی لباس سنتی پوشیده بود و درباره اعتقاداتش صحبت می‌کرد.
  • Die Forscherin interviewte eine Wahhabitin über die Rolle der Frau in ihrer Gemeinschaft.پژوهشگر با یک زن وهابی در مورد نقش زن در جامعه‌اش مصاحبه کرد.
  • Es ist wichtig, zwischen dem Islam und den spezifischen Lehren einer Wahhabitin zu unterscheiden.تمایز قائل شدن بین اسلام و آموزه‌های خاص یک زن وهابی مهم است.