die Wahlbehinderung

Aussprache: /ˈvaːlbəˌhɪndəʁʊŋ/
Worttrennung: Wahl·be·hin·de·rung
اسم

مانع‌تراشی در انتخابات، اخلال در رأی‌گیری

Bedeutungen

1

اقدامات یا شرایطی که مانع از رأی دادن آزادانه و عادلانه شهروندان در انتخابات می‌شود.

  • Es gab Berichte über Wahlbehinderung in einigen Wahlbezirken.گزارش‌هایی مبنی بر مانع‌تراشی در انتخابات در برخی حوزه‌های رأی‌گیری وجود داشت.
  • Die Wahlbehinderung muss untersucht und bestraft werden.مانع‌تراشی در انتخابات باید بررسی و مجازات شود.
  • Solche Wahlbehinderung untergräbt das Vertrauen in die Demokratie.چنین مانع‌تراشی‌هایی در انتخابات، اعتماد به دموکراسی را تضعیف می‌کند.