der Wahlgang
دور رأیگیری، مرحله رأیگیری؛ رفتن به پای صندوق رأی
Bedeutungen
1
مرحله یا دور مشخصی از یک فرآیند رأیگیری یا انتخابات.
- Der erste Wahlgang fand am Sonntag statt.دور اول رأیگیری روز یکشنبه برگزار شد.
- In diesem Wahlgang treten drei Kandidaten gegeneinander an.در این دور رأیگیری، سه نامزد با یکدیگر رقابت میکنند.
- Die Ergebnisse des zweiten Wahlgangs werden morgen erwartet.نتایج دور دوم رأیگیری فردا انتظار میرود.
2
عمل رفتن به پای صندوق رأی و انداختن رأی در آن؛ مشارکت در رأیگیری.
- Der Wahlgang ist eine wichtige Bürgerpflicht.رفتن به پای صندوق رأی یک وظیفه مهم شهروندی است.
- Viele Menschen nutzten die Gelegenheit zum Wahlgang am Vormittag.بسیاری از مردم از فرصت رفتن به پای صندوق رأی در صبح استفاده کردند.
- Der Wahlgang verlief friedlich und ohne Zwischenfälle.مشارکت در رأیگیری مسالمتآمیز و بدون حادثه بود.