die Wahltochter

Aussprache: /ˈvaːlˌtɔxtɐ/
Worttrennung: Wahl·toch·ter
اسم

دخترخوانده

Bedeutungen

1

دختری که به طور قانونی توسط والدینی که او را به دنیا نیاورده‌اند، به فرزندی پذیرفته شده است.

  • Sie ist die Wahltochter meiner Nachbarn.او دخترخوانده همسایگان من است.
  • Die Wahltochter hat eine enge Bindung zu ihren Adoptiveltern.دخترخوانده پیوند نزدیکی با والدین خوانده‌اش دارد.
  • Das Paar freute sich sehr über die Ankunft ihrer Wahltochter.این زوج از ورود دخترخوانده‌شان بسیار خوشحال شدند.