die Wahrnehmung
ادراک، درک، انجام وظیفه
Bedeutungen
1
فرآیند دریافت، تفسیر و درک اطلاعات از طریق حواس (بینایی، شنوایی، لامسه، بویایی، چشایی) یا از طریق ذهن.
- Die Wahrnehmung von Farben ist bei jedem Menschen unterschiedlich.ادراک رنگها در هر انسانی متفاوت است.
- Seine Wahrnehmung der Situation war sehr objektiv.درک او از موقعیت بسیار عینی بود.
- Die Wahrnehmung von Geräuschen im Dunkeln kann beunruhigend sein.درک صداها در تاریکی میتواند نگرانکننده باشد.
2
درک یا فهم یک موضوع، مفهوم یا موقعیت؛ برداشت.
- Die Wahrnehmung von Schönheit ist subjektiv.درک زیبایی امری سوبژکتیو است.
- Seine Wahrnehmung von Gerechtigkeit unterscheidet sich von meiner.برداشت او از عدالت با برداشت من متفاوت است.
- Die öffentliche Wahrnehmung des Unternehmens hat sich verbessert.ادراک عمومی از شرکت بهبود یافته است.
3
انجام وظیفه یا مسئولیت؛ اجرای یک عمل یا وظیفه (بیشتر در بافت حقوقی یا اداری).
- Die Wahrnehmung der Pflichten als Staatsbürger ist wichtig.انجام وظایف شهروندی مهم است.
- Die Wahrnehmung der Zahlungen erfolgt monatlich.انجام پرداختها به صورت ماهانه صورت میگیرد.
- Die Wahrnehmung des Erbes durch den Erben ist rechtlich geregelt.دریافت میراث توسط وارث از نظر قانونی تنظیم شده است.