der Waisenknabe

Aussprache: /ˈvaɪ̯zn̩ˌknaːbə/
Worttrennung: Wai·sen·kna·be
اسم

پسر یتیم (کمی قدیمی)

Bedeutungen

1

پسری که والدین خود را از دست داده و تحت سرپرستی قرار دارد. این اصطلاح کمی قدیمی است و امروزه بیشتر از واژه 'Waise' (یتیم) استفاده می‌شود.

  • Der kleine Waisenknabe fand ein neues Zuhause bei einer freundlichen Familie.پسرک یتیم کوچک، خانه‌ی جدیدی در نزد یک خانواده‌ی مهربان پیدا کرد.
  • In dem alten Roman wird die Geschichte eines Waisenknaben erzählt.در آن رمان قدیمی، داستان یک پسر یتیم روایت می‌شود.
  • Als Waisenknabe musste er früh lernen, für sich selbst zu sorgen.به عنوان یک پسر یتیم، او مجبور بود زود یاد بگیرد که چگونه از خود مراقبت کند.