der Walbestand

Aussprache: /ˈvaːlbəˌʃtant/
Worttrennung: Wal·be·stand
اسم

جمعیت نهنگ‌ها، تعداد نهنگ‌ها

Bedeutungen

1

تعداد کلی نهنگ‌های موجود در اقیانوس‌ها یا مناطق دریایی خاص.

  • Der Walbestand hat sich nach dem Jagdverbot langsam erholt.جمعیت نهنگ‌ها پس از ممنوعیت شکار به آرامی بهبود یافته است.
  • Wissenschaftler beobachten den Walbestand, um die Gesundheit der Meeresökosysteme zu beurteilen.دانشمندان جمعیت نهنگ‌ها را برای ارزیابی سلامت اکوسیستم‌های دریایی مشاهده می‌کنند.
  • Die Bedrohung durch Plastikmüll wirkt sich negativ auf den Walbestand aus.تهدید ناشی از زباله‌های پلاستیکی تأثیر منفی بر جمعیت نهنگ‌ها دارد.