اسم
خاکریز، حصار خاکی یا سنگی
جملات نمونه برای Wall:
Hopp! … sprang der Bär über einen hohen ''Wall,'' der rings um den Berg herumlief…
هوپ! ... خرس از روی یک «خاکریز» بلند که دور تا دور کوه کشیده شده بود، پرید…
Seit undenklicher Zeit war für die Unterhaltung der Festung so gut wie nichts getan worden. ''Wall'' und Graben waren verfallen, von Palisaden keine Spur.
از زمانهای نامعلوم تقریباً هیچ کاری برای نگهداری دژ انجام نشده بود. «خاکریز» و خندق ویران شده بودند و هیچ اثری از نردههای چوبی نبود.
„Ein mehr als vier Kilometer langer ''Wall'' verbindet seit 968 die Stadt mit dem Danewerk.“
«یک «خاکریز» با طول بیش از چهار کیلومتر از سال ۹۶۸ میلادی شهر را به دانهورک متصل میکند.»