اسم
گر گرفتگی، هیجان، موج، فوران
جملات نمونه برای Wallung:
Wind und Gegenstrom bringen das Wasser in der Flussmündung in ''Wallung.''
باد و جریان مخالف، آب را در دهانه رودخانه به مواج و خروش درمیآورد.
Treiben Sie Sport gegen die ''Wallungen'' im Wechsel.
برای گرگرفتگیهای دوران یائسگی ورزش کنید.
Beim Anblick dieser Schönheit gerieten seine Gefühle vollends in ''Wallung.''
با دیدن این زیبایی، احساسات او کاملاً به جوشش و هیجان درآمد.