die Wankelmütigkeit

Aussprache: /ˈvaŋkl̩myːtɪçkaɪ̯t/
Worttrennung: Wan·kel·mü·tig·keit
اسم

تزلزل، بی‌ثباتی، دمدمی‌مزاجی

Bedeutungen

1

ویژگی یا حالت روحی که فرد به راحتی عقاید، احساسات یا تصمیمات خود را تغییر می‌دهد؛ عدم ثبات در رفتار یا نظر.

  • Seine Wankelmütigkeit machte es schwierig, ihm zu vertrauen.عدم ثبات او اعتماد کردن به او را دشوار می‌کرد.
  • Die Wankelmütigkeit des Politikers führte zu Kritik.دمدمی‌مزاجی سیاستمدار منجر به انتقاد شد.
  • Man muss aufpassen, dass die eigene Wankelmütigkeit nicht die Ziele gefährdet.باید مراقب بود که تزلزل خود فرد، اهداف را به خطر نیندازد.