die Wankelmütigkeit
تزلزل، بیثباتی، دمدمیمزاجی
Bedeutungen
1
ویژگی یا حالت روحی که فرد به راحتی عقاید، احساسات یا تصمیمات خود را تغییر میدهد؛ عدم ثبات در رفتار یا نظر.
- Seine Wankelmütigkeit machte es schwierig, ihm zu vertrauen.عدم ثبات او اعتماد کردن به او را دشوار میکرد.
- Die Wankelmütigkeit des Politikers führte zu Kritik.دمدمیمزاجی سیاستمدار منجر به انتقاد شد.
- Man muss aufpassen, dass die eigene Wankelmütigkeit nicht die Ziele gefährdet.باید مراقب بود که تزلزل خود فرد، اهداف را به خطر نیندازد.