اسم
علامت هشدار، نشانه هشدار
جملات نمونه برای Warnzeichen:
„''Warnzeichen'' einer Zuckererkrankung melden sich, er muß zweitweise strenge Diät einhalten, was ihm schwer fällt.“
""علائم هشدار دهنده" بیماری قند ظاهر میشوند، او باید گاهی رژیم غذایی سختگیرانهای را رعایت کند که برایش دشوار است."