das Wartehäuschen
کیوسک انتظار، ایستگاه اتوبوس سرپوشیده
Bedeutungen
1
یک سازه کوچک و سرپوشیده در کنار خیابان یا ایستگاه اتوبوس که برای محافظت مسافران از آب و هوا هنگام انتظار طراحی شده است.
- Wir warteten im Wartehäuschen auf den Bus, da es stark regnete.ما در ایستگاه اتوبوس سرپوشیده منتظر اتوبوس بودیم، چون باران شدیدی میبارید.
- Das Wartehäuschen wurde kürzlich renoviert und sieht jetzt viel besser aus.ایستگاه اتوبوس سرپوشیده اخیراً بازسازی شده و اکنون بسیار بهتر به نظر میرسد.
- Im Sommer spendet das Wartehäuschen Schatten.در تابستان، ایستگاه اتوبوس سرپوشیده سایه ایجاد میکند.