das Wasserbad

Aussprache: /ˈvasɐbaːt/
Worttrennung: Was·ser·bad
اسم

حمام آب گرم (روش بن‌ماری)

Bedeutungen

1

روشی در آشپزی و شیمی که در آن ظرف حاوی ماده مورد نظر در آب گرم قرار می‌گیرد تا حرارت به طور ملایم و یکنواخت منتقل شود.

  • Schokolade schmilzt man am besten im Wasserbad, damit sie nicht anbrennt.شکلات را بهتر است در حمام آب (بن‌ماری) ذوب کرد تا نسوزد.
  • Für die Zubereitung der Creme wird ein Wasserbad empfohlen.برای تهیه کرم، حمام آب (بن‌ماری) توصیه می‌شود.
  • Der Chemiker erwärmte die Lösung vorsichtig in einem Wasserbad.شیمیدان محلول را با احتیاط در حمام آب (بن‌ماری) گرم کرد.