der Wasserball

Aussprache: /ˈvasɐbal/
Worttrennung: Was·ser·ball
اسم

واترپلو، توپ آب

Bedeutungen

1

توپی که در ورزش واترپلو استفاده می‌شود.

  • Der Wasserball wurde schnell ins Tor geworfen.توپ واترپلو به سرعت به سمت دروازه پرتاب شد.
  • Die Spieler kämpften um den Wasserball im Becken.بازیکنان برای توپ واترپلو در استخر با هم رقابت می‌کردند.
  • Ein neuer Wasserball wurde für das Spiel gekauft.یک توپ واترپلو جدید برای بازی خریداری شد.
2

توپی بادی که برای بازی در آب (مانند استخر) استفاده می‌شود.

  • Die Kinder warfen sich im Pool einen bunten Wasserball zu.بچه‌ها در استخر یک توپ آب رنگی را به سمت هم پرتاب می‌کردند.
  • Wir haben einen großen Wasserball für den Urlaub am See.ما یک توپ آب بزرگ برای تعطیلات کنار دریاچه داریم.
  • Der Wasserball schwamm auf der Oberfläche des Wassers.توپ آب روی سطح آب شناور بود.