der Wasserkopf

Aussprache: /ˈvasɐˌkɔpf/
Worttrennung: Was·ser·kopf
اسم

هیدروسفالی (آب آوردن مغز) / بروکراسی بزرگ و ناکارآمد

Bedeutungen

1

اصطلاح پزشکی برای هیدروسفالی، وضعیتی که در آن مایع مغزی-نخاعی در بطن‌های مغز تجمع یافته و باعث افزایش فشار و تورم مغز می‌شود.

  • Der Arzt diagnostizierte bei dem Säugling einen Wasserkopf.پزشک برای نوزاد، آب آوردن مغز را تشخیص داد.
  • Ein Wasserkopf kann durch verschiedene Ursachen wie Infektionen oder Tumore entstehen.آب آوردن مغز می‌تواند به دلایل مختلفی مانند عفونت‌ها یا تومورها ایجاد شود.
  • Die Behandlung des Wasserkopfes erfordert oft einen chirurgischen Eingriff.درمان آب آوردن مغز اغلب نیازمند مداخله جراحی است.
2

به صورت مجازی، به یک سازمان، اداره یا سیستم اداری بسیار بزرگ، پیچیده و ناکارآمد گفته می‌شود که به دلیل حجم زیاد کارکنان، مراحل اداری طولانی و عدم انعطاف‌پذیری، کند عمل می‌کند و اغلب با مشکلات بوروکراتیک مواجه است.

  • Die Firma litt unter einem enormen Wasserkopf, was die Entscheidungsfindung verlangsamte.شرکت از بوروکراسی عظیم رنج می‌برد که تصمیم‌گیری را کند می‌کرد.
  • Um den Wasserkopf zu reduzieren, wurden einige Abteilungen aufgelöst.برای کاهش بوروکراسی، برخی از بخش‌ها منحل شدند.
  • Dieser Wasserkopf im öffentlichen Dienst macht jede Reform fast unmöglich.این بوروکراسی در خدمات عمومی، هرگونه اصلاحی را تقریباً غیرممکن می‌سازد.