die Wasserpfütze

Aussprache: /ˈvasɐˌpfʏtsə/
Worttrennung: Was·ser·pfüt·ze
اسم

گودال آب، چال آب

Bedeutungen

1

مجموعه‌ای کوچک از آب که پس از باران یا به دلیل نشت در یک گودی یا فرورفتگی روی زمین جمع می‌شود.

  • Die Kinder sprangen lachend in die Wasserpfütze.بچه‌ها با خنده در گودال آب پریدند.
  • Vorsicht, da ist eine tiefe Wasserpfütze auf dem Gehweg!مراقب باش، یک گودال آب عمیق در پیاده‌رو وجود دارد!
  • Nach dem Regen bildeten sich überall kleine Wasserpfützen.پس از باران، گودال‌های آب کوچکی در همه جا تشکیل شد.