die Wasserscheu
آبگریزی، هیدروفوبیا (ترس از آب)
Beispiele
- Deine ''Wasserscheu'' ist ja schon fast krankhaft.آبگریزی تو تقریباً بیمارگونه است.
- Der Hund hatte die ''Wasserscheu.سگ هاری داشت (به معنای قدیمی Wasserscheu).
آبگریزی، هیدروفوبیا (ترس از آب)