die Wasserspur
رد آب، رد موج
Bedeutungen
1
اثری که آب یا موج بر روی سطحی باقی میگذارد، مانند رد آب روی زمین یا رد موج در آب.
- Nach dem Regen blieb eine Wasserspur auf dem Bürgersteig.پس از باران، رد آبی روی پیادهرو باقی ماند.
- Das Boot hinterließ eine deutliche Wasserspur im See.قایق رد موج مشخصی را در دریاچه به جا گذاشت.
- Wir folgten der Wasserspur, um die Quelle des Lecks zu finden.ما رد آب را دنبال کردیم تا منبع نشت را پیدا کنیم.