اسم
سطح آب، میزان آب (رودخانه یا دریاچه)
جملات نمونه برای Wasserstand:
Die ''Wasserstände'' entlang des Rheins normalisieren sich langsam.
سطح آب در طول رودخانه راین به آرامی در حال عادی شدن است.
Als die Ebbe einsetzte, sei der ''Wasserstand'' auf 60 Zentimeter gesunken.
هنگامی که جزر آغاز شد، سطح آب به ۶۰ سانتیمتر کاهش یافته بود.