der Wattebausch
گلوله پنبه، پد پنبهای
Bedeutungen
1
تودهای از پنبه که برای مصارف مختلف مانند پاک کردن آرایش، تمیز کردن زخم یا جذب مایعات استفاده میشود.
- Sie reinigte ihre Haut vorsichtig mit einem Wattebausch und Mizellenwasser.او پوست خود را با احتیاط با یک گلوله پنبهای و آب میسلار تمیز کرد.
- Der Arzt tränkte den Wattebausch mit Desinfektionsmittel, bevor er die Wunde behandelte.دکتر قبل از پانسمان زخم، گلوله پنبهای را با محلول ضدعفونیکننده آغشته کرد.
- Ich benutze Wattebausche, um meinen Nagellack zu entfernen.من از گلولههای پنبهای برای پاک کردن لاک ناخنم استفاده میکنم.