der Weberkamm

Aussprache: /ˈveːbɐkam/
Worttrennung: We·ber·kamm
اسم

شانه بافندگی

Bedeutungen

1

ابزاری در دستگاه بافندگی که تارها را به هم فشرده و به پود نظم می‌دهد.

  • Der Weberkamm schlug die Fäden fest zusammen.شانه بافندگی نخ‌ها را محکم به هم می‌فشرد.
  • Ein guter Weberkamm ist für die Qualität des Stoffes entscheidend.یک شانه بافندگی خوب برای کیفیت پارچه حیاتی است.
  • Der Klang des Weberkamms begleitete die Arbeit in der Weberei.صدای شانه بافندگی کار در کارگاه بافندگی را همراهی می‌کرد.